نقاش را گفتن نقشی بکش از زندگی او حبابی بر لب دریا کشید من به چشمان پراز مهر تو عادت دارم به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم برای دیدن تواشتیاقی است که هر لحظه و هر ساعت دارم
هیچ کس ویرانی ام را حس نکرد وسعت تنهایی ام را حس نکرد در میان خنده های تلخ من گریه پنهانی ام را حس نکردپیوسته دلم دم از هوای توزند جان در تن من نفس برای تو زند گر بر سر قبر من گیاهی روید از هر برگش بوی وفای تو زندفدای عزیزی که رو طاقچه دلش گاهی روی عکس ما رو هم به دستمال میکشهاگر سنگ در مسیر رود نباشه صدای آب زیبا نیست پس از س
برچسب:
نویسنده: یلدا صمیمی
اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار حمه کهنه ام بود، بگو این بی نصیب خفته در خاک به روزی عاشق و دیوانه ام بود. هیچ وقت از خدا نخواه که تمام دنیا رو بهت بده، فقط بخواه کسی رو بهت بده که تو رو به تمام دنیا نده!
نازنین تر از توکس نیست که یادش بکنم سرودل عاشق یک ناز نگاهش بکنم تا زمین هست و زمان هست بگویم ای گل تو عزیزی و عزیزان به فدایش بکنمفلسفه الاکلنگ، اثبات بزرگی کسی است که فرو مینشید تا دیگری پرواز را تجربه کند.مهربانی هدیه خداست و غرور هدیه شیطان ما انسانها هدیه خدا رواز هم مخفی میکنیم
برچسب:
نویسنده: یلدا صمیمی